سال جالبی بود. شما چه خبر؟
برا عارفه عزیز:
آره عارفه جان. اون روز دیگه پا تلفن نگفتم. حدود 10 قرنطینه خانگی بودم :)) خداروشکر زود متوجه شدم بودم و درد طولانی و چند روزه نداشتم.
اوا رامین. من نفهمیده بودم زونا گرفته بودی این مدت. ای بابا ناراحت شدم...
خیلی دورهش طولانی بود؟
خداروشکر فقط یه روز سخت داشتم. بقیهاش قابل تحمل بود. سلامت باشی 😊
چشم چشم.
خوبه که تونستی مسلط بشی.
به به 😍 دوستان بجای ما. قشنگ معاشرت کنین 💃💃💃😅
والا منم این وسط زونا گرفته بودم (الان بهترم) فیلم اینا نگاه میکنم. با دوستام حرف میزنم.
جاتون خالی امروز اینجا کلی برف بارید. صندوق پستی بفرستی عکساشو براتون نامه میکنم :))
نشسته پشت سیستم. در حال وقتگذرانی اول صبح. تا آخر شب هم باید 2 تا مقاله تحویل بدم. بعید میدونم لازم باشه امروز از خانه خارج بشم و همین خوبه.
«در ادامه بهتر باشه براتون»
گفتم: هرچه پیش آید،خوش آید.
گفت: امیدوارم هرچه خوش آید، پیش آید.
سلام! منتظر بودم ببینم برمیگردی یا نه!
Good to have you back here.