Meet Me In Montauk

75. خشم

چهارشنبه, ۲ آبان ۱۳۹۷، ۰۲:۵۹ ب.ظ

جلسه پیش توی کلاس زیان موضوع اتانازی* مطرح شد و قرار شد بچه‌ها راجع بهش بحث کنن. اولین نفر گفت از نظر من اتانازی یه کار احمقانه‌س. بلافاصله خشم ریخت توی وجودم و بهش گفتم تو جای اونها نیستی و نمیتونی به کارشون بگی احمقانه. جوابش چی بود؟ گفت استاد ازمون خواست نظرمون رو بگیم و منم نظرم رو گفتم. این بار نوبت شرم بود که جاری بشه توی وجودم. شرمی که ناشی از عصبانیتی بود که چون کسی شبیه من فکر نمیکرد بهم غالب شده بود.
بعدتر وقتی اومدم خونه بازم بهش فکر کردم. یاد وقتی افتادم که کسی بهم گفته بود تو نظرات مخالف رو برنمیتابی. بی‌راه نگفته بود. درسته قرار نیس به هر طرز فکری احترام بذارم یا قبولش کنم، ولی اینکه نگاه مخالف باعث خشمم بشه و از مسیر منطق خارجم کنه اشتباهه.


*شرایطی است که در آن، بیمار بنا به درخواست خودش به صورت طبیعی و آرام بمیرد.

  • کلمنتاین

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی