Meet Me In Montauk

۳ مطلب در شهریور ۱۳۹۷ ثبت شده است

پناه بر آغوش خواب،
از تنهایی،
از شر غم‌های تلنبار شده ..

یکی از بزرگترین ترس‌های من توی زندگی ترس از شکست خوردنه. من همون آدمیم که از ترس شکست حاضر نمیشه پا بذاره توی میدون مسابقه. دارم به چراییش فکر میکنم. قبل هر چیزی تاثیری که شکست روی عزت نفسم میذاره قرار داره. ولی بیشتر که دقیق میشم یه دلیل دیگه پیدا میکنم. تک بعدی عمل کردن. من آدمیم که وقتی قراره یه تکلیفی رو انجام بدم دست از بقیه تکالیف میکشم. و وقتی همه انرژیم رو روی کاری میذارم شکست توی اون کار یه شکست بزرگ حساب میشه.

توی تاکسی نشسته بودم تا برسم محل قرارم که دست بردم توی کیفم و دیدم گوشیم نیست. جا گذاشته بودم. بدی داستان اینجا بود که  جای دقیق قرار رو مشخص نکرده بودیم. این بود که نمیدونستم باید کجا وایسم تا پیدام کنه. از خانومی که کنارم نشسته بود پرسیدم گوشی همراهشه؟ گفت آره. گفتم میتونم یه تماس بگیرم؟ گفت شارژ ندارم. باور کردم. دو دقیقه بعد دختری که کمی اونورتر نشسته بود موبایلش رو گرفت سمتم. لبخند نشست روی لبم. باقی راه بخش بزرگی از دلم از مهربونی کوچیکش گرم بود.